BY Hamidreza Monsef

رنگهای افزایشی و رنگهای کاهشی

یکی از مباحثی که بین نقاشان و عکاسان اختلاف نظر ایجاد میکند، مبحث رنگ است. از دید یک نقاش یا گرافیست رنگ های اصلی رنگهای زرد، قرمز و آبی است و از دید یک عکاس نورهای اصلی نورهای قرمز، آبی و سبز است. شاید در نگاه اول گفته شود که اینها دو تا مقوله جدا از هم است زیرا یکی درباره رنگ صحبت می کند و دیگری درباره نور صحبت می کند و مقایسه این دو با یکدیگر درست نیست، اما باید دو نکته مهم را در نظر داشت؛ اول اینکه عامل اصلی به وجود آمدن رنگ همان نور است و دوم اینکه وقتی وارد دنیای دیجیتال می شویم رنگ و نور یک معنی می دهد. حال با این توضیحات کدام دسته در مورد رنگ های اصلی نظریه درستی دارند؟

برای درک بهتر این مطلب و شناخت این تفاوت باید رنگ را در دو منظر رنگهای کاهشی (Subtractive) و رنگهای افزایشی (Additive) بررسی نمود تا بهتر به این تفاوت ها پی برد.

عامل اصلی به وجود آمدن رنگ در دنیای واقعی نور خورشید که یک نور سفید رنگ است، می باشد. البته اگر نور خورشید به رنگ زرد دیده میشود به علت لایه های مختلف جو و میزان پراش نور (Scattering) می باشد اما در اصل نور خورشید به رنگ سفید است. حال اگر نور سفید را در معرض منشور قرار دهیم به تفکیک رنگ های مختلف خواهیم رسید که بیانگر این است که در نور سفید همه رنگ ها موجود است.

رنگ های کاهشی (Subtractive) رنگ در دنیای واقعی است. در دنیای واقعی علت به وجود آمدن رنگ، بازتاب نور سفید و کاهش طول موج است. نور سفید همه طول موج ها را در خود دارد، بنابراین وقتی که نور به یک جسم مثلاً قرمز رنگ برخورد می کند همه طول موج ها را جذب کرده و فقط طول موج قرمز را بازتاب خواهد داد. بدین ترتیب به این نوع رنگ ها که در دنیای واقعی به وجود می آیند رنگهای کاهشی یا (Subtractive) گفته می شود. رنگهایی که نقاشان و گرافیست ها به عنوان رنگ های اصلی می شناسند رنگهایی هستند که به صورت کاهشی تولید می شوند

طبق این الگوی ایجاد رنگ، اگر هیچ عامل کاهنده طول موج وجود نداشته باشد رنگی که بازتاب پیدا میکند همان رنگ سفید است و اگر نور به یک سطح تیره برخورد کند همه طول موج ها را جذب نموده و هیچ طول موجی را بازتاب نمی دهد و رنگ تیره دیده خواهد شد. در این نوع الگوی رنگ یکی از عوامل مهم Lightness یا شدن نور تابیده شده به سطح می باشد.

رنگ در دنیای واقعی به صورت (Subtractive) تولید می شود و روانشناسی رنگ و اثر گذاری رنگ بر روی احساسات انسان بر اساس رنگ های کاهشی (Subtractive) می باشد. این همان الگوی مورد نظر نقاشان و گرافیست ها می باشد.

اما الگوی رنگهای افزایشی (Additive) ، رنگهایی می باشند که توسط تکنولوژی ها تصویری به وجود می آیند. در این الگوی رنگی، با افزودن رنگ (نور) های قرمز، سبز و آبی ، سایر رنگ ها ساخته می شوند. با ترکیب این سه رنگ اصلی به رنگ مادر یا همان سفید دست پیدا خواهیم کرد. به این خاطر که با افزودن رنگ ها به یکدیگر به رنگ سفید دست پیدا میکنم به این الگوی رنگ، رنگهای افزایشی (Additive) گفته می شود.

همه Device هایی که خودشان عامل تولید کننده نور و رنگ هستند مثل مانیتور، تلویزیون، صفحات نمایشی و… از این الگوی رنگی استفاده میکنند. در این نوع الگوی رنگ، به جای Luminance ما از  Brightness یا درخشندگی تولید شده از تکنولوژی های تولید کننده رنگ استفاده خواهیم کرد و معادل Lightness در رنگهای کاهشی عمل می کند.

نکته قابل توجه این است که با ترکیب رنگ های افزایشی می توان به رنگ های کاهشی دست یافت و برعکس، با ترکیب رنگهای کاهشی می توان به رنگهای افزایشی دست یافت. به عبارتی مکمل هر رنگ اصلی در الگوی کاهشی یک رنگ اصلی در الگوی افزایشی خواهد بود.

حال که امروزه کامپیوتر یک ابزار جدایی ناپذیر در امور گرافیک و چاپ می باشد کدام الگوی رنگ مهم تر است؟

نکته ای که باید در نظر داشت این است هم در کامپیوتر مفهوم رنگ و نور یکی است. ما در کامپیوتر به صورت رنگ های افزایشی تصاویر رامشاهده خواهیم کرد و همه رنگهایی که تولید می کنیم به صورت افزایشی ترکیب و تولید می شوند اما در طبیعت رنگ ها به صورت کاهشی تولید می شود رنگ های کاهشی هستند که بر روی ذهن انسان اثر می گذارد. درست است که در دنیای کامپیوتر به صورت الگوی افزایشی رنگ ها تولید می شود اما باید در نظر داشته باشیم که برای اثر گذاری بر روی ذهن و احساس بیننده الگوی رنگهای کاهشی هستند که تاثیر گذار است. پس ما باید به در نظر داشته باشیم که نتیجه ذهنی احساسی رنگها، به هر صورتی که تولید شده باشد باید به صورت الگوی کاهشی باشد تا بیشترین نتیجه و اثرگذاری را در ذهن بیینده داشته باشد.

یکی از مسائل مهمی که وجود دارد این است که انسان با نگاه کردن به یک رنگ، احساس نیاز به رنگ مکمل آن را خواهد داشت. برای اثبات این مورد کافی است که شما به یک سطح رنگی نگاه بیاندازید و بعد از چند دقیقه به یک سطح سفید نگاه کنید. در کمال ناباوری خواهید دید که ذهن شما کاغذ سفید را به یک رنگ دیگر تبدیل میکند. این رنگ، همان رنگ قبلی نیست بلکه رنگ مکمل رنگی است که پیشتر به آن خیره شده بودید. پس با در نظر گرفتن این قانون که ذهن انسان همیشه رنگ مکمل رابازسازی می کند، برای ایجاد تعادل در ذهن بیننده باید از رنگهای مکمل استفاده نمود.

طبق مطالب فوق می دانیم که رنگ های مکمل در الگوی رنگهای افزایشی و الگوی رنگهای کاهشی با هم متفاوت است. پس اگر کاری را تولید میکنید که منجر به استفاده از رنگهای کاهشی خواهد شد (هر چیزی که در نهایت باید با مرکب و جوهر چاپ گردد) باید از رنگ های مکمل کاهشی استفاده کنید و اگر کاری را تولید می کنید که باید بر روی مانیتور یا صفحه نمایش ارائه گردد از الگوی رنگ و رنگهای مکمل افزایشی استفاده کنید.

شناخت تفاوت این دو نوع الگوی رنگ و رنگهای مکمل شان به ارائه بهتر کارتان تاثیر به سزایی دارد، زیرا در الگو رنگهای افزایشی مکمل رنگ سبز(Green)، رنگ (Magenta) ارغوانی است ولی در الگو رنگهای کاهشی مکمل رنگ سبز (Green) رنگ قرمز (Red) می باشد و یا مکمل رنگ آبی (Blue) در الگوی رنگهای افزایشی رنگ زرد (Yellow) است ولی در الگوی رنگهای کاهشی مکلمل رنگ آبی (Blue) رنگ نارنجی (Orange) می باشد.

پس با در نظر داشتن الگوی های کاهشی و افزایشی رنگ و شناخت رنگهای مکمل هر کدام و شناخت از نوع ارائه، بیشترین اثر گذاری را در ذهن و احساس بیننده تان بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *